انتظار فرج
به نام خدا
نام متن:انتظارفرج
در انتظار آمدنت چشم هاي به افقي دور خيره مي شود و يك جمعه ديگر
هم گذشت و نگاهم به وسعت يك اميد انتظار آمدنت را مي كشد و دل
خود مي داند كه با چه عشقي جمعه ها دعاي زيباي ندبه را بخواند و
بگويد مهدي بيا اي انتظار قلب هاي خسته مهدي بيا :مهدي بيا اي
قامتت تنديسي از بزرگي ،دلم بد جور اميد ديدار دارد بيا مهدي،
امّا هر جمعه غروب كه ي شود با چش هاي گريان همان چشم به
راه مي مانم و باز مي گويم :چه غريبونه گذشتن جمعه هاي سوت
و كور هنوز امّا نرسيدي اي تجلي ظهور...
مي دانم سخت است كه برايت بگويم بي تو نمي توانم به
زندگي اميدوارباشم.آخر من از زندگي ،جمعه هاي زيبايش را دوست دارم و از جمعه ها عطر گل ياس را،از جمعه ها احساس را،از
جمعه ها تصنيف را،از جمعه ها مهدي را دوست دارم .اي اميد دل
هاي خسته ،اي مهدی به بَد ها هم سر بزن آقا خودم مي دونم خيلي
مونده تا به جرعه ي ناب با تو بودن برسم و از يه نيم نگاه تو سيراب
شوم امّا از خدا می خوام كه يه بار يه جمعه ای تو اوج انتظار دل
بيايی و با نگاهت منو صدا كني قفل شكسته دلو با كليد محبتت تو واكني،مهدی بيا اخه تا كي من انتظار فرج تو رو از جمعه ها ي پر از سكوت بكشم بيا و اين دل ها روتسكين بده امّا اين جمعه ها هم صفايي
واسه خودش داره يه عده ای تو جمكران يه عده هم تو مساجد جمع
می شنو يكی گريه می كنه، يكی زير لب امّ يُجيب ي خونه ،يكي واسه
گره گشايي كارش داره تو رو واسطه مي كنه ،هر كسي يه جوري
خلاصه دوست داره و هر كسي يه جوي انتظارآمدنت را مي كشد.
آری آقا اين جمعه هم گدشت و دل شوق روی تو باز ازقافله جا
مونده امّا هنوز اين جمعه ها هستند و ن هنوز اميدوارم و از خدا
مي خوام كه انتظار دل هاي خسته رو برسونه و و مهدی جان
تو رو قسم به پهلوی شكسته مادرت زهرا كه تو كوچه هاي مدينه
قامتش خم شده بود و كسی به يادش نبود اين دل ها رو نا اميد نكن
و بيا هر چه زودتر...
اين چند بيت هم براي منتظران مهدي:
خبر آمد خبري در راه است
سر خوش آان دل كه از آن آگاه است
دست افشان پای كوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
مي روم بار دگر مستم كند
بي سر و بی پا و بی دستم كند
می روم كز خويشتن بيرون شوم
در پي ليلا رخی مجنون شوم
هر كه نشناسد اما خويش را
بر كه بسپارد زمام خويش را
و در آخر مي گويم مهدی جمعه ها دل باز اميد ديدنت را دارد
پس بيا...

