اشتباه
به نام خدا
دوباره از غم مردم شدم در یاد گندم گم
پدر را یاد آوردم چگونه بوسه تلخی به مادر داد
و مادر نیز به رسمی عادتی دیرین زدش دامن
پس از یک ناله شیرین به خود آمد
سپس آهسته پاسخ داد:آری هست...
و در آن لحظه در آن شب
دست هرزه شهوت
ورق زد قرعه ی فردای بد بختی به نام من
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور ۱۳۸۴ ساعت 11:9 توسط ***** هادی سلیم *****
|